معنی درس هفدهم، کار و تلاش

خرید بک لینک
معنی درس هفدهم، کار و تلاش ، صفحه ی 131

*سلیمان پیغمبر در راه مورچه ای را دید که داشت به سختی پای ملخی را می برد.

*مورچه به زحمت خودش را به هر سو می کشید و از آن بار سنگین پشتش خمیده شده بود.

*با هر گرد و خاکی از راهش دور می شد و با هر بادی مثل پر کاهی به این طرف و آن طرف پرت می شد.

*با جدیت تلاش می کرد و به جز خودش به کس دیگری امیدی برای یاری رساندن نداشت.

*سلیمان با بدخلقی به مورچه گفت : ای نادان چرا از قصرسلیمان غافل مانده ای ؟

*از این راه به قصر پادشاهی من بیا و هر اندازه که می خواهی از خوراک های آنجا بخور. (در نعمت و راحتی زندگی کن) .

*چرا باید این همه سختی بکشی و همه ی عمرت را با کار سخت، مثل بار بردن سر کنی.

*این مسیری که تو در آن رفت و آمد می کنی، مسیر رفت و آمد انسان هاست و یک وقت یک نفر لگدت می کند.

*این بار سنگین را بیهوده حمل نکن و برای خاطر خوراک (جسمت) خودت (روحت) را آزار نده.

*مورچه جواب سلیمان را این چنین داد : کمتر با مورچه ها (با من) از مهمانی (راحت طلبی) صحبت کن زیرا مورچه ها قناعت را از راحت طلبی بیشتر دوست دارند.

*ما نیازی به دیگران نداریم چون زحمت می کشیم و برای خودمان در انبار هایمان خوراک کافی جمع می کنیم.

*من امید دارم که بعد از سختی کار به راحتی می رسم و این راحتی را با صد گنجی که بدون زحمت به من بدهند، عوض نمی کنم.

*تو هم اگر می خواهی همیشه در خوشبختی باشی از مورچه ها راه و رسم صبوری را بیاموز.

*هرگز به راهی نرو که بعد سبب پشیمانیت بشود (زیر منت دیگران زندگی نکن) و کاری نکن که افراد دانا به تو بخندند.

*در زمانی که باید خردمندانه تصمیم بگیری عاقل باش و همه چیز را در نظر بگیر، و کار امروز را به فردا نینداز.

*در روز های جوانی که توانا هستی همه ی تلاشت را بکن که همین تلاش ها، زندگی خوب و زیبا را در دوران پیری می سازد.

متضاد درس پسران و بازرگان...

ما را در سایت متضاد درس پسران و بازرگان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 104 تاريخ: شنبه 20 آبان 1396 ساعت: 1:16

صفحه بندی